ابراهيم عاملي ( موثق )

453

تفسير عاملي ( فارسي )

همزه قرائت كرده‌اند . « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً » 107 مجمع : مردم مدينه « الَّذين » بىواو خوانده‌اند ، و ديگر قاريها « وَالَّذِينَ » با واو قرائت كرده‌اند . ابو الفتوح نوشته است : مفسّران گفتند : بنى عمرو بن عوف مسجد قبا بنمازگاه خود گرفتند و رسول را آنجا بردند تا يك روز نماز جماعت بكرد ، بنى اعمام ايشان را حسد آمد برايشان گفتند : ما نيز مسجدى كنيم در پهلوى مسجد ايشان و از رسول در خواهيم تا آنجا نماز كند . چون ابو عامر الرّاهب از شام آيد او را به امام مسجد كنيم ، و اين ابو - عامر از ايشان بود و پدر حنظله بود كه او را غسيل الملائكه گفتندى روز احد او را بكشتند در معركه او را بشسته يافتند ، رسول را بگفتند . گفت : من ديدم فرشتگان را كه غسل او پرداخته بودند با ابريق زرين به آسمان ميشدند . و اين ابو عامر ترسا بود و راهب بود در جاهليّت ، چون رسول بپيغمبرى مبعوث شد بنزديك رسول آمد و او را گفت : اين دين چيست كه تو آورده اى ؟ رسول گفت : دين حنيفى است دين ابراهيم . گفت : من بر آن دينم . رسول او را گفت : تو بر آن دين نه اى . او گفت : اين دين ابراهيم است و لكن تو چيزى درآورده اى كه از آن نيست . رسول گفت : نه چنين است كه تو گفتى و لكن دينى است پاكيزه و روشن كه آورده‌ام . ابو عامر گفت : آن را كه از ما دروغ ميگويد او را خدا بميراند تنها - رانده - غريب . پيغمبر ( ص ) گفت : آمين و او را ابو عامر الفاسق خواندندى . در احد و چند غزات در ميان كافران با رسول و لشكر رسول كارزار كردى تا روز حنين چون روز حنين هوازن بگريختند او نيز بگريخت و بشام شد و كس فرستاد و بمنافقان كه چندان كه توانى ساز و سلاح بدست بنهى و براى من مسجد بنا كنى كه من بنزديك قيصر ميروم تا از او لشكرى بستانم و بيايم و با محمّد كارزار كنم و ايشان را از مدينه بيرون كنم . اين جماعت بيامدند و دوازده مرد بودند ثعلب بن حاطب و معتب بن قشير و وديعه بن ثابت و غيرهم مسجدى بنا كردند در پهلوى مسجد قبا و مجمّع بن جاريه امام بود . چون فارغ شد بيامدند و رسول را گفتند : يا رسول اللَّه يك روز آنجا آى و نماز كن آنجا براى ما . و اين آن وقت بود كه